السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

486

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

اى آدم ، اينها ذريّهء تو هستند كه من آنها را از پشت تو بيرون آورده‌ام تا از آنها بر ربوبيّت خود و نبوّت محمّد ( ص ) پيمان بگيرم ، همانطور كه از آنها در آسمان نيز پيمان گرفته‌ام ، آدم گفت : پروردگارا ، چگونه اين ذرّات بىشمار را در پشت من جاى داده‌اى ؟ خداوند فرمود : اى آدم به لطف صنع خود چنين كرده‌ام . آدم گفت : خداوندا در اين پيمان از آنها چه خواسته‌اى ؟ خطاب رسيد : اينكه به من شرك نورزند ، پس هر كس كه از من اطاعت كند او را در بهشت خود ساكن مىگردانم و هر كس از من نافرمانى كند او را در آتش جهنم خود مسكن مىدهم ، آدم گفت : پروردگارا براستى كه در بارهء آنها عدالت را رعايت كرده‌اى ، امّا اگر تو آنها را حفظ نكنى اكثر ايشان مرتكب معاصى خواهند شد . امام باقر ( ع ) فرمود : خداوند همهء نامهاى انبياء و مدّت عمر ايشان را به آدم ( ع ) عرضه كرد ، وقتى به نام داود رسيد ، بيان كرد كه عمر او چهل سال است ، آدم گفت : پروردگارا چقدر عمر داود كوتاه است و عمر من طولانى است ، پروردگارا اگر من سى سال از عمر خود را به داود بدهم ، آيا اين عمر را در اجل او ثبت مىكنى ؟ پروردگار اين مطلب را پذيرفت و سى سال از عمر آدم كم كرد و سى سال به عمر داود ( ع ) اضافه نمود . به همين دليل خداى تعالى مىفرمايد : يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ [ 1 ] ، وقتى عمر آدم بسر رسيد ، ملك الموت براى قبض روح او آمد ، آدم گفت : اكنون سى سال از عمر من باقى مانده است ، ملك الموت گفت : آيا به ياد ندارى كه در وادى الروحا سى سال از عمر خود را به پسرت داود دادى ؟ آدم گفت : من چنين چيزى را به ياد نمىآورم ، نوشته‌اى را حاضر كن كه اين مطلب را به ياد بياورم و آدم در گفتار خود صادق بود و اين مطلب را از ياد برده بود . از آن پس خداوند بندگان را فرمان داد كه هنگام معامله و قرض گرفتن ميان خود مكاتبه كنند تا مثل آدم ( ع ) در اثر فراموشى مطالب را انكار نكنند ، در اينجا بايد گفت : در اخبار ديگر قيد شده كه آدم 60 سال از عمر خود را به داود داد تا عمر او 100 سال تمام شود و اين قول صحيحتر است .

--> [ 1 ] سوره رعد ، آيه 39 .